ميرزا محمد حيدر دوغلات
441
تاريخ رشيدى ( فارسي )
زمان گوشهء فراغ دارد و به هيچكس كارى ندارد و از هيچ [ كس ] « 1 » آزارى نى . ديگر نظر ميرزا بود و اين جمع هر كدامى صد و از صد كمتر نوكران داشتند . ديگر ميرزا محمد بود . پيش از آمدن مير ايوب ، رتبه امارت بيگجك و تومان او تعلق به اين ميرزا محمد داشت . چون مير ايوب آمد ، برادران كلان بود مهم امارت را به مير ايوب گذاشت و مير ايوب را متبوع ساخت و خود تابع شده بود . فى الواقع در همه ابواب قرينه مير ايوب بود و جمعيت او از مير ايوب به سامانتر بود . ديگر بيگ محمد بود و اين بيگ محمد آن است كه در آن ايام كه خان در كابل بود كه شرح آن مسطور و مبسوط است در آنجا نام بيگ محمد مذكور [ است ] « 2 » . جوانى بود به آن صفت كه ثبت يافته است . با وجود اين آثار شجاعت و نشان صرامت در وى ظاهر و باهر ، و در ميان آن جوانان به دليرى 406 او ديگرى نبود . صد كس مستعد مسلح نيك داشت و در ميان طبقه جراس و بيگجك از جهت تقدم و تأخر ، نزاع بسيار واقع شد . پيران امرا حاضر شدند و در آن باب پرسشها رفت آخر مشخص شد كه در زمان هر خانى تقدم و تأخر به مقتضاى عنايت آن خان واقع شده است . خان ، يارليغ فرمود كه اين زمان تقدم و تأخر شما را من معين نمىسازم و آن بر دست شماست . در هر سالى يكى از شما به نوبت تقدم نمايند ، شجاعت هر كدامى كه از شما فايق گردد او مقدم باشد . بر اين مقرر داشتند و تا امروز آن نزاع باقى است و تشخيص نيافته است . و اين جماعت كه مذكور شد همه امرا بودند و صاحب فوج و قشون و جماعت ديگر بودند اگرچه مير و ميرزاده نبودند اما هر كدامى خيل و تبع داشتند ، جماعتى را از اقوام مغول ( 210 پ ) سر بودند . در اين دوازده سال فترت مهمات سركرده بودند « 3 » و تجارب به حاصل آورده كه در كنكاشها ، به راى و رويت ايشان همه كس را وثوقت تمام بود . از جمله خواجه على بهادر « 4 » كه سابقا ذكر وى و خدمت لايقه و وفادارىهاى رايقه او در ذكر مبادى احوال خان در مغولستان مشروح شده است . ديگر بيگ قلى بود در زمان
--> ( 1 ) . نب : - كس . ( 2 ) . نب : - است . ( 3 ) . نگ : اقوام مغول در اين دوازده سال سركرده بودند . ( 4 ) . نب : برادر .